سالروز شهادت يك رادمرد
امروز (31 خرداد ماه) سالروز شهادت مرديست از تبار رادمردان، همانها كه وطنشان كل جهان هستي است، و ملتشان تمامي محرومان و زجركشيدهها. همو كه با رها كردن زندگي مرفه در آمريكا، به ياري همنوعان مظلومش در جهان اسلام شتافت.شهيد دكتر مصطفي چمران را از كودكي دوست داشتم و همواره او را مرد آرزوها و روياهايم ميدانستم، هنوز دوستش دارم و او را براي همه خدماتش به ايران ميستايم. روحش شاد باد.
آنچه در ادامه ميآيد قسمتي از راز و نيازي است كه دكتر قبل از شهادت با خداي خود داشته است:
خدايا! هدايتم كن! زيرا ميدانم كه گمراهي چه بلاي خطرناكي است.
خدايا! هدايتم كن! كه ظلم نكنم، زيرا ميدانم كه ظلم چه گناه نابخشودني است.
خدايا! نگذار دروغ بگويم، زيرا دروغ ظلم كثيفي است.
خدايا! محتاجم مكن كه تهمت به كسي بزنم، زيرا تهمت، خيانت ظالمانهاي است.
خدايا! ارشادم كن كه بيانصافي نكنم، زيرا كسي كه انصاف ندارد شرف ندارد.
خدايا! راهنمايم باش تا حق كسي را ضايع نكنم، كه بياحترامي به يك انسان، همانا كفر خداي بزرگ است.
خدايا! مرا از بلاي غرور و خودخواهي نجات ده، تا حقايق وجودت را ببينم و جمال زيباي تو را مشاهده نمايم.
خدايا! پستي دنيا و ناپايداري روزگار را هميشه در نظرم جلوهگرساز، تا فريب زرق و برق عالم خاكي، مرا از ياد تو دور نكند.
خدايا! دلم از ظلم و ستم گرفتهاست، تو را به عدالتت سوگند ميدهم كه مرا در زمره ستمگران وظالمان قرار ندهي.
خدايا! خوش دارم گمنام و تنها باشم، تا در غوغاي كشمكشهاي پوچ مدفون نشوم.
خدايا! دردمندم، روحم از شدت درد ميسوزد، قلبم ميجوشد، احساسم شعله ميكشد و بند بند وجودم از شدت درد صيحه ميزند، تو مرا در جوار خود آسايش بخش....



[ Home ]