Friday, June 17, 2005

آگاهي و 27 خراد

بالاخره 27 خرداد آمد و گروهي از مردم ايران زمين بار ديگر، به اميد بهتر شدن آينده‌اي كه تصوير چندان روشني هم از آن ندارند، به‌پاي صندوقهاي راي رفتند. به‌نظر من تمام آن كساني كه از سر آگاهي انتخابات را تحريم كردند و يا فعالانه در آن شركت كردند، پيروز واقعي اين روز بودند. از نظر بسياري از هوادارن دكتر معين، شكست در انتخابات و پيروزي كسي مانند احمدي نژاد فاجعه است. اما از نظر من فاجعه، انتخاب بدون شناخت و آگاهي و از روي احساسات است. باور كنيد بسياري از كساني كه به احمدي‌نژاد راي دادند نه‌ از گرايشات سياسي و اجتماعي‌اش با‌خبرند و نه با ديدگاه‌هاي كلانش در مورد مسائل داخلي و بين‌المللي آشنا هستند. بسياري از عوام جامعه ما ساده زيستي او را كه مي‌تواند پارامتر بسيار خوب و حتي لازمي براي رياست جمهوري باشد، بعنوان اولين و آخرين و شايد تنها ملاك انتخاب در نظر گرفته‌اند.
مهمترين دليل من براي حمايت از دكتر معين همين ضعف فرهنگي مردم بود، براي آنكه پنجره‌هاي آكاهي‌رساني به تمامي بسته نشود. براي اينكه هر ‌از چند گاهي كتابي مفيد و يا جلسه‌اي مناسب يافت شود. بدرستي دوست عزيزم پويا در كامنتي اشاره كرده است: (( بدون یک انقلاب عمیق فکری هیچ تحولی در جامعه امکان پذیر نخواهد بود)) و اين انقلاب فكري در كنار يك قوه مجريه "همراه" به‌مراتب آسان‌تر و كم‌هزينه‌تر خواهد بود. در اين زمينه وبلاگ زن‌نوشت مطلبي آورده است كه گوياي چرائي راي بسياري از هموطنان‌مان به معين است:(( با اين حال تصوير آن مرد ميان‌سالی در ذهنم پررنگ است که از من پرسيد:«به دکتر معين رای می‌دهی که هيچ‌چيز عوض نشود؟» و منی که از خستگی روی پا بند نبودم، گفتم: «رای می‌دهم که خودم خيلی چيزها را عوض کنم، که فضا برای تغيير داشته باشم، که آزاد باشم، که باشم.» و نگاه عميق او: «به خاطر صداقتت، به دکتر معين رای می‌دهم.))به اميد آنكه فردائي "با آگاهي بيشتر" در انتظار ايرانيان باشد